1' href='/last-search/?q=گام'>گام به گام 1 5 1 1 – در یکی دیگر از پست های آموزشی پایه هفتم، می خواهیم گام به گام درس 5 عربی هفتم را منتشر کنیم که می توانید در ادامه همین مطلب گام به گام درس 1 عربی هفتم به همراه آموزش این درس را دریافت کنید. این مطلب بصورت جامع تمامی درس 5 عربی هفتم را شامل شده و به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید بصورت کامل بر روی درس پنجم عربی هفتم مسلط شوید.
با گام به گام درس پنجم عربی هفتم در کنار حل تمارین می توانید به ترجمه متون درس 5 عربی هفتم دسترسی پیدا کرده و بتوانید برای امتحانات نوبت اول و نوبت دوم به خوبی آماده گردید.

لَعِبَ ياسِرٌ مَعَ أَصْدِقائِهِ فِي الْمَدرَسَةِ.
معنی : یاسر همراه دوستانش بود. آنها در مدرسه بازی کردند.
رَجَعَ ياسِرٌ إلَی الْبَيْتِ بَعْدَ الظُّهرِ.
معنی : یاسر بعد از ظهر به خانه برگشت.
هوَ طَرَقَ بابَ الْمَنْزِلِ.
معنی : او به در خانه زد.
سَمِعَتْ أمُُّهُ صَوْتَ البْابِ ثُمَّ ذَهَبَتْ وَ فَتَحَتِ
معنی : مادرش صدای در را شنید؛ سپس رفت و باز کرد.
البْابَ وَ سَألَتَْهُ:
معنی : در را و از او پرسید:
اَلُْمُّ: کَیفَ حالُكَ؟
معنی : مادر: حالت چطور است؟
اَلْوَلَدُ: أَنَا بِخَیرٍ.
معنی : پسر: من خوبم.
اَلُْمُّ: ما واجِباتُﻚَ ؟
معنی : مادر: تکالیفت چیست؟
ياسِرٌ: حِفْظُ هٰذِهِ الْجُمَلاتِ الذَّهَبيَّةِ.
معنی : یاسر: حفظ این جملههای طلایی.
«إذا مَلَکَ الْأراذِلُ؛ هَلَکَ الْأفاضِل.»،
معنی : حضرت علی : هر گاه فرومایگان فرمانروا شدند (شوند)؛ شایستگان هلاک شدند (میشوند).
«مَن زرَعَ الْعدُوْان؛َ حصَدَ الْخُسْرانَ.»،
معنی : هر کس دشمنی کاشت (بکارد)؛ زیان درو کرد. (درو میکند، برداشت کرد، برداشت میکند).
«التَّجْرِبَهُ فَوْقَ الْعِلْمِ.»
معنی : تجربه از علم برتر است. تجربه بر فراز علم است. (تجربه از علم بالاتر است).
«خَیْرُ الناّسِ، أنْفَعُهمُ للِناّس.»،
معنی : بهترین مردم سودمند ترین آنها برای مردم است).
«الْمُسْلِمُ،ُ مَنْ سَلِمَ النّاسُ مِنْ لسِانِه وَ یَدِهِ.»،
معنی : مسلمان کسی است که مردم از زبانش و دستش سالم بمانند. (در امان باشند)، زبان مقصّر، کوتاه است.
هٰذَا الوَْلدَُ أخََذَ کتِابا مِنَ المَْکتبَةَِ. معنی : این پسر از کتابخانه کتابی برداشت. |
هٰذِهِ ال لّعِبَةُ رَفَعَتْ عَلَمَ إيران. معنی : این بازی کن زن پرچم ایران را بالا برد. |
عُدْوان ≠ صَداقَه / جاهِل ≠ عالِم / أَراذِل ≠ أَفاضِل / أفضَل = خَیْر
دشمنی – دوستی / نادان – دانا / فرومایگان – شایستگان / بهترین – بهترین
بِدایَه ≠ نِهایَه / رَخیصَه ≠ غالیَه / عُدْوان = عَداوَه / خَلْفَ = وَراءَ
آغاز – پایان / ارزان – گران / دشمنی – دشمنی / پشت – پشت
کلمه ناهماهنگ در هر مجموعه کدام است؟
عَلَم (پرچم) |
أُخْت (خواهر) | أَخ (برادر) | أُمّ (مادر) |
| يَد (دست) | ماء (آب) ![]() |
وَجْه (صورت) | لِسان (زبان) |
| قَميص (پیراهن) | فُسْتان (پیراهن زنانه) | جَوّال (تلفن همراه) ![]() |
سِروال (شلوار) |
قَصير (کوتاه) ![]() |
نافِذَة (پنجره) | باب (در) | غرُفةَ (اتاق) |
| خَرَجَ (خارج شد) | دخَلَ (داخل شد) | هَلَكَ (هلاک شد) | تَحتَ (زیر) ![]() |
ثُمَّ (سپس) ![]() |
أَنَا (من) | هيَ (او) | هوَ (او) |

اَلْحَمدُ للهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الارض
معنی : حمد و ستایش برای خدایی که آسمان ها و زمین را خلق کرد.
هوَ بَحَثَ عَنِ الْکُتُبِ. معنی : او دنبال کتابها گشت. |
هیَ وَصَلَتْ إلَی بَیتِها. معنی : او به خانهاش رسید. |
أنا قَرُبْتُ مِنَ الْقَریَهِ . معنی : به روستا نزدیک شدم. |
أنا سَأَلْتُ مُدَرِّسی. معنی : من از معلمم سوال پرسیدم. |
اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ : أَهلاً وَ سَهلاً بِکُم.
زائر عراقی : خوش آمدید.
اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ : شُکراً جَزیلاً. ساعَدَکُمُ اللّهُ!
زائر ایرانی : ممنونم، خداقوت.
أَیُّ طَریقٍ أَقرَبُ إلیٰ کَربَلاء؟
کدام راه به کربلا نزدیکتر است؟
اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ : ذٰلِکَ الطَّریقُ أَقرَبُ.
زائر عراقی : آن راه نزدیکتر است.
اَلزّائِرُ الْإیرانیُّ : هَل یوجَدُ موَکِبٌ قَریبٌ مِن هُنا؟
زائر ایرانی : آیا نزدیک اینجا موکبی (ایستگاه خدمت رسانی به زائران) است؟
اَلزّائِرُ الْعِراقیُّ : نَعَم، یوجَدُ. هُناکَ مَوکِبٌ.
زائر عراقی : بله. آنجا یک موکب است.
برچسب:
نویسنده: خنجی