1'>گام به گام 1 5 1 1 – در یکی دیگر از مطالب آموزشی نمره یار، می خواهیم گام به گام درس 5 فارسی ششم را منتشر کنیم که می توانید هم اکنون به 1 درس 5 (هفت خانِ رستم) دسترسی پیدا کنید.
خروشید و جوشید و بَرکَند خاک
ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک
معنی : رخش شیهه کشید و خشم گین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.
رستم بیدار میشود و اژدها را میبیند؛ به کمک رخش با اژدها نبردی سهمگین میکند و او را میکشد.
بزد تیغ و بنداخت از بَر، سرش
فرو ریخت چون رود، خون از بَرَش
معنی : رستم سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن اژدها جاری شد.
رستم بار دیگر در چشمه، شستوشو میکند؛ آنگاه با خدای خود به راز و نیاز میپردازد و او را سپاس میگزارد و بدین سان، خان سوم به پایان میرسد.
در خان چهارم، رستم با جادوگری روبهرو میشود. جادوگر، نخست با قصد فریب و نیرنگ، نزد رستم میآید. پس از کمی گفتوگو، رستم به حیلهگری او پی میبرد و برای چیرگی بر او از خدا یاری میخواهد و سرانجام او را از پا در میآورد.
بینداخت چون باد، خَمِّ کمند
سرِ جادو آورد ناگه به بند
معنی : رستم طناب حلقه شده را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.
میانش به خنجر به دو نیم کرد
دل جادوان زو پُر از بیم کرد
معنی : رستم کمر جادوگر را با خنجر نصف کرد و با این کار جادوگران دیگر از او بسیار ترسیدند.
در خان پنجم، رستم با پهلوانی به نام «اولاد» رویاروی میشود و او را به بند میکشد؛ سپس در خانِ ششم، رستم به کمک اولاد بر ارژنگ دیو چیره میشود و او را از پا در میآورد.
چو رستم بدیدش، برانگیخت اسب
بدو تاخت مانند آذر گشسب
معنی : هنگامی که رستم او را دید اسبش را با سرعت همانند آتش جهنده به سوی او دواند.
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر
سر از تن، بِکندش به کردارِ شیر
معنی : رستم شجاعانه سر و گوش و یالش را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد.
در خان هفتم، رستم با بزرگِ دیوان یعنی «دیو سپید» به جنگ میپردازد و او را نیز از بین میبرد؛ بدین گونه، رستم با گذاشتن هفت مرحلهی بسیار دشوار و خطرناک، یاران خود را از بند دیوان، نجات میدهد و به ستایش یزدان میپردازد:
ز بهر نیایش، سر و تن بشست
یکی پاک جایِ پرستش بجُست
معنی : برای عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای این کار گشت.
از آن پس نهاد از برِ خاک، سر
چنین گفت کای داورِ دادگر!
معنی : سپس سرش را بر خاک گذاشت (سجده کرد) و گفت ای پروردگار عادل
زِ هَر بد، تویی بندگان را پناه
تو دادی مرا، گُردی و دستگاه
معنی : در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من زور پهلوانی و شکوه و عضمت دادی.

1- منظور از عبارت «از هفت خان گذشتن»، چیست؟
پاسخ : وقتی کسی کاری را با سختی و دشواری زیادی انجام دهد این عبارت را به کار میبرند.
2- رستم در هفت خان چه مراحلی را پشت سر میگذارد؟
پاسخ : 1- نبرد رخش با شیر 2- گذر از بیابان و گرفتار شدن در آن 3- نبرد با اژدها 4- نبرد با جادوگران 5- نبرد با اولاد دیو 6- نبرد با ارژنگ دیو 7- نبرد با دیو سپید.
3- به نظر شما چه نیرویی باعث شد رستم بتواند هفت خان را با موفّقیت پشت سر بگذارد؟
پاسخ :قدرت و اعتقاد به خداوند و توکل به او و نترسیدن از مشکلات پیش آمده

1- یونس و مهدی چه تفاوتها و چه شباهتهایی با هم داشتند؟
پاسخ : شباهت: 1- یونس و مهدی پسر و دانش آموز یک کلاس بودند. 2- هردو اهل شیراز بودند که به تبریز آمده بوند.
تفاوت ها:
1- یونس تازه به تبریز آمده بود؛ اما مهدی از چند سال پیش در آنجا بود.
2- یونس درسش خوب بود؛ ولی مهدی درسش ضعیف بود.
3- یونس زبان ترکی نمیدانست؛ اما مهدی ترکی را یاد گرفته بود.
2- اگر شما به جای یونس بودید در برابر پیشنهاد مهدی چه میکردید؟
پاسخ : همان روز اول پیشنهادش را قبول نمیکردم و سعی میکردم او را هم به مدرسه بیاوریم.
3- به نظر شما چه عاملی باعث برگشت یونس به مدرسه شد؟
پاسخ : یونس به کمک دوستانش به مدرسه بازگشت و با رفتار مناسب معلم در کلاس پذیرفته شد و دوستان جدیدی پیدا کرد.
4- با توجّه به متن، جملهها را به ترتیب رویدادها شماره گذاری کنید:
پاسخ :
3- مهدی به درس خواندن علاقه ی زیادی نداشت.
1- یونس تازه از شیراز به تبریز آمده بود.
6- تا اینکه یک روز هم کلاس یها یونس را به مدرسه برگرداندند.
8- یونس تصمیم گرفت مهدی را نیز به مدرسه بازگرداند.
2- زبان آنها را نمیدانست.
7- معلّم گفت: نتیجهی به مدرسه نیامدن، عقب ماندن از هم کلاسی هاست.
4- معلمّ از او خواست به مهدی کمک کند تا درسهایش را بهتر یاد بگیرد.
5- آنها چند روزی به مدرسه نرفتند.

1- با مراجعه به کتابخانه، داستان دیگری از شاهنامهی فردوسی انتخاب، و شخصیتهای آن را مشخّص کنید.
پاسخ :
داستان: رستم و سهراب
شخصیتهای داستان:
رستم: پهلوان ایرانی، همسر تهمینه، پدر سهراب
سهراب: پهلوان توران، فرزند رستم
افراسیاب: پادشاه توران
کیکاووس: پادشاه ایران
2- به نظر شما انسان دانا چه ویژگیهایی دارد؟ در گروه دربارهی آن گفتوگو، و فهرستی از این ویژگیها تهیه کنید.
پاسخ :
2- قبل از انجام کاری به عاقبت آن فکر میکند.
3- انسان دانا و راستگو است.
4- انسان دانا خوش اخلاق است و با مردم رابطهی خوبی دارد.
3- از متنهای این فصل چند جمله را انتخاب، و سپس نهاد و فعل آنها را مشخّص کنید.
پاسخ :
– من هم مانند شما موجودی زنده هستم
نهاد: من | فعل: هستم
– دو کس رنج بیهوده بردند.
نهاد: دوکس | فعل: بردند
برچسب:
نویسنده: خنجی