خرید بک لینک

اهمیت 1 دستور 1 1 بر هیچکس پوشیده نیست. زبان انگلیسی بدون 1'>گرامر، مجموعهای از واژهها، عبارتها و جملههای نامفهوم خواهد بود که فهم و درک آنها را برای مخاطب دشوار میکند. حتی در آزمونهای بینالمللی مانند آیلتس و تافل یا دولینگو نیز با وجود اینکه بخش مجزایی را به آن اختصاص ندادهاند، برای پاسخگویی به سؤالهای هر بخش، باید تسلط کافی به دستور زبان داشته باشیم. با توجه به این موضوع، در این آموزش قصد داریم به طور کامل توضیح دهیم که گرامر چیست و چقدر اهمیت دارد. همچنین ۲۰ قانون گرامر را آموزش خواهیم داد و در نهایت به نکتههای مهمی در خصوص یادگیری گرامر اشاره خواهیم کرد.

فهرست مطالب این نوشته

گرامر چیست ؟

وقتی از زبانآموزان پرسیده میشود که گرامر چیست و چه اهمیتی دارد، بسیاری از آنها پاسخ میدهند که سختترین و متنوعترین بخش زبان انگلیسی است و یاد گرفتن آن نیز به همان اندازه دشوار است. اما گرامر اگر از همان ابتدا به صورت درست و تدریجی آموزش داده شود و در کنار آن از تمرینهای متعدد برای درک بهتر کمک گرفته شود، در نهایت اثربخش خواهد بود و به مرور به مبحثی شیرین و قابلفهم تغییر خواهد کرد.

یکی از روشهای یادگیری گرامر، استفاده از منابع آموزشی مانند کتابهای گرامری است. در آموزشگاهها معمولاً از کتابهای رایج در بازار استفاده میشود و استادهای زبان انگلیسی آن را تدریس میکنند و در صورت لزوم، منابعی را به عنوان منبع کمکآموزشی در کنار آنها معرفی میکنند. اما بهجز کتاب میتوان از روشهای دیگری مانند اپلیکیشن و پادکست بهره برد.

مطلب پیشنهادی:
بهترین اپلیکیشن های یادگیری زبان انگلیسی سال 1401 — معرفی ۴۰ برنامه کاربردی
در این آموزش قصد داریم بهترین اپلیکیشن های یادگیری زبان انگلیسی برای سال ۱۴۰۱ را معرفی کنیم و کاربردهای هر یک را شرح دهیم.

اگر بخواهیم بدانیم که گرامر چیست و در سطوح بالا چه تعریفی از آن میشود، باید بگوییم که گرامر شامل مجموعهای از قوانین است که به ما اجازه میدهند ساختار جملههای خود را تعیین کنیم. گرامر شامل چهار بخش از یادگیری زبان میشود که عبارتند از:

  • اجزای کلام (Parts of Speech): مانند فعل، صفت، اسم، قید، حرف اضافه و...
  • جملهوارهها (Clause): مانند جملهواره مستقل، وابسته و مرکب
  • علامتهای نشانهگذاری (Punctuation Marks): مانند نقطه، ویرگول، نقطهویرگول و...
  • سازههای زبانی: مانند ترتیب جملهها، صرفونحو و ساختار جمله

اگر ندانیم قوانین گرامر چیست هرگز نمیتوانیم توضیح دهیم که گرامر چیست و چگونه برای انتقال معنا و منظور گوینده به کار میرود. بنابراین، اگر تمایل به یاد گرفتن نکتههای گرامری ندارید، باید بدانید که راه فرار ندارید؛ یادگیری آن تحت هر شرایطی لازم است، چه برای اهداف تحصیلی، چه کاری و چه برای سفر به کشورهای انگلیسیزبان.

انواع گرامر چیست ؟

تا زمانی که قوانین یادگیری گرامر وجود دارد، نظریههای مختلفی نیز در این خصوص مطرح میشود که گرامر چیست و چه کاربردی دارد. برای مثال، «نوآم چامسکی»، زبانشناس آمریکایی، نظریه «دستور زبان جهانی» (Universal Grammar) را در این رابطه مطرح میکند و معتقد است قوانین گرامری بر همه زبانها حاکمیت دارد و آنها را تحت سلطه خود درآورده است. او بر این باور است که انسانها با قواعد و دستور زبان ویژهای که در مغز شکل گرفته به دنیا آمدهاند و اسم آن را دستور زبان جهانی گذاشته است و به طور اختصاری به آن «U.G» گفته میشود.

به گفته چامسکی، همه ما به شکل ذاتی از دانش زبانی برخورداریم که میتواند شامل اطلاعاتی درباره آن قواعد باشد. به همین دلیل کودکان میتوانند دستور زبان پیچیده را بدون داشتن دانش تخصصی یا تحصیلات ویژه بیاموزند و به کار ببرند. اما دسته دیگری همچنان اصرار دارند که این نظریه ممکن است کامل نباشد و با معایبی همراه است.

از طرف دیگر، بر طبق نظریههای دیگر، دو نوع گرامر «Prescriptive» و «Descriptive» تعریف شده است که به دو شکل زیر توصیف میشود:

  • گرامر Prescriptive مجموعهای از قوانین است که مردم هنگام استفاده از زبان انگلیسی، آنها را به کار میبرند.
  • گرامر Descriptive نحوه توصیف ما را از به کار بردن زبان انگلیسی توسط افراد مختلف نشان میدهد.

نظریه دیگری در این رابطه مطرح شده است که «Primacy of Spoken Language» نام دارد. این نظریه به ما میگوید که زبان از گفتار نشئت میگیرد نه از نوشتار. در این صورت، میتوانیم مفهوم گرامر درست را بیشتر درک کنیم. هرچند، عدهای با این نظریه مخالفت کردهاند.

نویسندگان، در گذشته، از روشهای مختلفی برای استفاده از زبان کمک گرفتهاند. برای مثال، قواعد گرامری را به شکلهای مختلفی در نوشتههای خود استفاده کردهاند که شاید از حالت عادی و کلیشهای نیز کمی خارج شده باشد. به نمونههای زیر توجه کنید.

  • شکسپیر جملههای خود را با حرف اضافه تمام میکرد:

Fly to others that we know not of.

  • جین آستن از دو منفیکننده در جمله خود استفاده میکرد:

When Mr. Collins said anything of which his wife might reasonably be ashamed, which certainly was not unseldom, she involuntarily turned her eye on Charlotte.

  • ویلیام فاکنر جملههای خود را با حرف ربط شروع میکرد:

But before the captain could answer, a major appeared from behind the guns.

دستور زبان انگلیسی، بهویژه انگلیسی آمریکایی، به مرور زمان دستخوش تغییرات زیادی شده است. برای مثال، کلمههای زیادی از زبانهای دیگری مانند فرانسه یا لاتین وارد زبان انگلیسی شدهاند. یادگیری این کلمهها و اصطلاحات غیرانگلیسی ممکن است برای زبانآموزان کمی چالشبرانگیز باشد. دستور زبان انگلیسی از همان سالهای اول مدرسه به گرامر وابسته است و نمیتوان آن را کماهمیت دانست. با دسترسی بیشتر افراد به اطلاعات بهروز شده درباره موضوعات مختلف، پیروی از این دستورالعملها آسانتر و باورپذیرتر شده است.

برای آشنایی بیشتر با این قوانین به شش نمونه از اشتباهات رایج گرامری اشاره کردهایم که در ادامه این مطلب مشاهده میکنید.

  • استفاده از نقطهکاما: «نقطهکاما» (Semicolon) معمولاً برای ایجاد ارتباط میان ایدههای دو جمله به کار میرود که با هم وجه مشترک دارند. اما در بیشتر موارد میتوان گفت که از نقطهکاما برای وصل کردن جمله قبلی به جمله جدیدی استفاده میشود. به دو مثال زیر و شکل درست و نادرست نقطهکاما توجه کنید تا با کاربرد آن در جمله بیشتر آشنا شوید.

The board approved the move in September; I asked for a deadline extension on the report. (نادرست)

Some of the investors didn't take to the idea; other investors were interested in the proposal. (درست)

  • تمام کردن جمله با حرف اضافه: برخی افراد تصور میکنند اگر انتهای جمله حرف اضافه بیاید، اشتباه گرامری است، در صورتی که در بسیاری از موقعیتهای غیررسمی کاملاً درست است. دو مثال زیر را که در حالت رسمی و غیررسمی نوشتهاند در نظر بگیرید.

That's something I'd live to be a part of. (درخواست رسمی/نادرست)

آن چیزی است که دوست دارم بخشی از آن باشم.

(چون جمله حالت رسمی دارد، استفاده از حرف اضافه در انتهای آن درست نیست.)

That's something I'd love to help you with. (ایمیلی به همکار/درست)

آن چیزی است که دوست دارم درموردش به تو کمک کنم.

(چون جمله حالت غیررسمی دارد، میتوان در انتهای آن حرف اضافه قرار داد.)

  • مصدر گسسته: در موقعیتهای غیررسمی نباید از «مصدر گسسته» (Splitting Infinitive) استفاده کنیم. مثالهای زیر و شکل درست و نادرست آنها میتواند این موضوع را بیشتر توضیح دهد.

You don't want to accidentally split an infinitive here. (رسمی/نادرست)

نباید تصادفاً در اینجا از مصدر گسسته استفاده کنی.

It's fine to boldly go with a split infinitive in most places. (غیررسمی/درست)

اگر در بیشتر موارد از مصدر گسسته استفاده کنی، اشکالی ندارد.

  • شروع کردن جمله با «because»: اگر جمله کامل باشد، یعنی به جملهواره دیگری نیاز نداشته باشد یا بدون جملهواره مستقل هم بتوان مفهوم آن را دریافت کرد، میتوانیم «becuase» را ابتدای جمله بیاوریم. در غیر این صورت مجاز به این کار نیستیم. به شکل درست و نادرست جملههای زیر توجه کنید.

Because bad grammar happens when you don't know the rules. (نادرست)

زیرا گرامر نادرست زمانی اتفاق میافتد که قوانین را نمیدانید.

Some of the investors didn't take to the ideal; other investors were interested in the proposal. (درست)

برخی از سرمایهگذاران آن را ایدهال ندانستند؛ سایر سرمایهگذاران به پیشنهاد ابراز علاقه کردند.

تطابق فاعل و فعل
  • مطابقت داشتن فاعل و فعل: فعل جمله باید با فاعل جمله از نظر مفرد و جمع بودن مطابقت داشته باشد، به دو مثال زیر توجه کنید.

The presentors who spoke was borig. (نادرست)

The presenters who spoke were boring. (درست)

مجری که صحبت کرد، کسلکننده بود.

  • حالت مجهول: در حالت کلی، از جمله معلوم استفاده میکنیم، یعنی فاعل در ابتدای جمله قرار میگیرد و بعد از آن فعل در زمان مشخصی میآید. در حالت مجهول، فعل ساختار متفاوتی پیدا میکند (be + p.p) و در نهایت مفعول در ابتدای جمله قرار میگیرد، زیرا فاعل یا اهمیت زیادی ندارد یا شناخته شده نیست. به دو شکل معلوم و مجهول جملههای زیر توجه کنید.

The results were found by the study.

نتایج توسط تحقیقات مشخص شد.

The study found the results.

تحقیقات نتایج را مشخص کرد.

اهمیت یادگیری گرامر

زبان شکل طبیعی ارتباط است. کودکان به سرعت میآموزند که به کمک زبان مادری خود ارتباط برقرار کنند و دستور زبان را بدون آموزش یاد میگیرند. آنها با یادگیری زبان مادری، به صورت ناخودآگاه درک شهودی از گرامر به دست میآورند. این نوع آگاهی از گرامر برای نیازهای ارتباطی کودک خردسال کافی است، اما به تدریج او را در معرض یک سری محدودیتهایی قرار میدهد. فراتر از نیازهای کودکی خردسال، برقراری ارتباط، بهویژه ارتباط نوشتاری، به درک 1 پایه و مقدماتی دستور زبان یا نحو نیازمند است.

اگر تصور کنیم زبان بزرگراه است، در آن صورت، واژگان، ماشینها و کامیونها هستند، اما دستور زبان، علائم راهنمایی و رانندگی است که به افرادی که در حال رانندگی هستند میگوید کجا بروند و چگونه رانندگی کنند. بدون این علائم، در بزرگراه دچار سردرگمی خواهیم شد. بدون گرامر، میتوانیم نوعی ارتباط ابتدایی مانند «Me Tarzan, you Jane» ایجاد کنیم، اما نمیتوانیم ایدههای پیچیدهتر را به واژه تبدیل کنیم. بنابراین، برای ورود به سطوح متوسط و پیشرفته، زبانآموزان در هر زبانی، چه زبان مادری یا زبان دوم، باید بتوانند بر قواعد و اصول گرامری تسلط کافی پیدا کنند و بدانند کاربردهای گرامر چیست.

همانطور که گفته شد، در حالت کلی میتوان به صورت شفاهی، مانند گفتوگو، صرفاً با اندکی تسلط بر دستور زبان، ارتباط ایجاد کرد، زیرا روابط دوجانبهای هستند که در آن مخاطب میتواند از گوینده درخواست توضیح بیشتر یا تکرار جملههایش را داشته باشد تا زمانی که مفهوم و معنا منتقل شود. اما حتی در هنگام برقراری ارتباط شفاهی نیز اگر دستور زبان ضعیفی داشته باشیم، ممکن است نتوانیم در انتقال منظور خود به مخاطب موفق عمل کنیم. ما به یک سری قوانین ثابت و مشخص گرامری احتیاج داریم تا گوینده و شنونده مطمئن شوند که میتوانند به کمک آنها پیام خود را منتقل و دریافت کنند.

اما وقتی صحبت از زبان نوشتاری میشود، دستور زبان اهمیت بیشتری پیدا میکند. ارتباط نوشتاری امری غیرمستقیم است و یکطرفه است؛ برای گیرنده، امکان تأیید یا رد آن در حالت عادی وجود ندارد. بنابراین، ارتباط نوشتاری و هر شکلی از ارتباط غیرمستقیم، به استفاده صحیح از دستور زبان یا نحو، و نیز واژگان و املا بستگی دارد تا اطمینان حاصل شود که پیامها در لحظه برای خواننده قابلدرک هستند و نامفهوم یا مبهم نیستند.

یادگیری قوانین رایج دستور زبان و املایی، نهتنها باعث ایجاد ارتباط بهتر میشود، بلکه همبستگی و تحول اجتماعی را نیز تقویت میکند. هنگامی که فردی بااستعداد بر گرامر و مهارتهای ارتباطی تسلط پیدا میکند، جامعه بر اساس میزان تحصیلات به گروهها یا دستههای مختلف تقسیم میشود و رسیدن به سطوح بالا بهمراتب امری دشوارتر خواهد شد.

در جامعهای که زبان مشترک و قوانین مشترکی میان افراد وجود دارد، ویژگیهای منحصربهفردی دیده میشود و اختلافات کمتری میان مردمان آن هست تا جامعهای که در آن گروههای مختلف مردم رویکردهای متفاوتی نسبت به زبان مشترک دارند یا بهنوعی از زبان متفاوتی استفاده میکنند. البته این موضوع، پیشینه فرهنگی افراد را فدای یادگیری دستور زبان نمیکند.

بنابراین، دلایل کافی برای تأکید بر این موضوع وجود دارد که ضرورت یادگیری گرامر چیست و در چه مواردی کاربرد دارد. در هر شغلی که به مهارت نوشتن از هر نوعی، یا ارتباط با همکاران، مشتریان و تأمینکنندگان نیاز داشته باشد، کارفرمایان بهشدت بر روی مهارت نوشتن و صحبت کردن متقاضیان تأکید میکنند. کسانی به خوبی نمیدانند گرامر چیست و چگونه باید از آن استفاده کنند، بدون شک در فهرست پذیرفتهشدگان قرار نخواهند گرفت. دستور زبان، بخش کلیدی در صحبت کردن و به کار بردن جملههای درست است و در نوشتن هم میتواند میزان تسلط فرد را بر این زبان نشان دهد. به همین دلیل یادگیری آن امری ضروری به شمار میرود.

یادگیری گرامر انگلیسی

۲۰ قانون گرامر چیست ؟

برای اینکه بتوانیم بهتر درک کنیم که گرامر چیست و چه کاربردهایی دارد، لازم است با برخی از قوانین آن که به صورت مشترک در زبان انگلیسی به کار میرود، آشنا شویم. در ادامه به ۲۰ قانون مهم گرامری اشاره خواهیم کرد و در قالب مثال توضیح خواهیم داد که گرامر چیست و چه کاربردهایی دارد.

۱. جمله با حرف بزرگ شروع میشود و با نقطه، علامت سؤال یا علامت تعجب خاتمه مییابد:

The fat cat sat on the mat.

گربه چاق روی تشک نشست.

Where do you live?

کجا زندگی میکنید؟

My dog is very clever!

سگ من خیلی باهوش است!

۲. ترتیب کلمهها در یک جمله ساده به صورت «فاعل-فعل-مفعول» است (جملههای منفی و پرسشی ممکن است ساختار متفاوتی داشته باشند):

John loves Mary.

«جان» عاشق «ماری» است.

They were driving their car to Bangkok.

آنها مشغول رانندگی تا بانکوک بودند.

۳. هر جمله باید فاعل و فعل داشته باشد. ممکن است مفعول در جمله نباشد. در واقع وجود آن اختیاری است و به خود جمله بستگی دارد. اما در نظر داشته باشید که «جمله امری» (Imperative Sentece) ممکن است فقط از فعل تشکیل شده باشد، اما همه میدانیم که خطاب به چه کسی گفته شده است. در واقع فاعل آن همواره دومشخص مفرد یا جمع است:

John teaches.

«جان» تدریس میکند.

John teaches English.

«جان» انگلیسی درس میدهد.

Stop! (i.e. You stop!)

دست نگه دار!

(این جمله دستوری و فاعل آن مشخص است. به همین دلیل فاعل در جمله اصلی نیامده است.)

۴. فاعل و فعل باید از نظر تعداد با هم مطابقت داشته باشند. در واقع فاعل مفرد به فعل مفرد و فاعل جمع به فعل جمع نیاز دارد:

John works in London.

«جان» در لندن کار میکند.

That man eats once a day.

آن مرد یک وعده در روز غذا میخورد.

John and Mary work in London.

«جان» و «ماری» در لندن کار میکنند.

Most people eat three meals a day.

بیشتر افراد سه وعده غذا در روز میخورند.

۵. وقتی دو فاعل مفرد با «or» به هم وصل میشوند، باید از فعل مفرد استفاده کنیم. این قانون برای «either/or» و «neither/nor» نیز صدق میکند:

John or Mary is coming tonight.

یا «جان» یا «ماری» امشب میآید.

Either coffee or tea is fine.

یا قهوه یا چای مینوشم.

Neither John nor Mary was late.

نه «جان» نه «ماری» دیر کرده بود.

۶. صفت معمولاً قبل از اسم میآید (مگر در مواقعی که فعل، صفت را از اسم جدا میکند):

I have a big dog.

من سگ بزرگی دارم.

She married a handsome Italian man.

او با مرد ایتالیایی خوشسیمایی ازدواج کرد.

Her husband is rich.

شوهرش ثروتمند است.

(در این جمله فعل «is» صفت را از اسم جدا کرده است.)

7. وقتی دو یا چند صفت کنار هم قرار میگیرند، ترتیب آنها طبق قانون مشخصی تعیین میشود. در جدول زیر میتوانید ترتیب چند صفت قبل از اسم را مشاهده کنید. در نظر داشته باشید که در زبان انگلیسی معمولاً بیشتر از دو صفت قبل از اسم نمیآید، اما ترتیب کلی آنها به شکل زیر است:

10 9 8 7 6 5 4 3 2 1
Nouns used as adjectives Purpose Material Nationality Color Age Shape Size Specific opinion General opinion
اسمهایی که بهعنوان صفت به کار میروند هدف جنس ملیت رنگ سن شکل اندازه صفات نظری خاص صفات نظری عام

برای درک بهتر این موضوع که گرامر چیست و صفات چه نقشی در جمله دارند، به چند مثال زیر توجه کنید.

I saw a nice French table.

من میز فرانسوی زیبایی را دیدم.

That was an interesting Shakespearian play.

آن نمایشنامه شکسپیریِ جالبی بود.

۸. اسمهای جمعی یا به صورت مفرد یا جمع به کار میروند. در انگلیسی بریتانیایی، اسم جمعی معمولاً به صورت جمع به کار میرود، یعنی به فعل جمع و ضمیر جمع نیاز دارد. اما در انگلیسی آمریکایی به صورت مفرد به کار میرود:

The committee are having sandwiches for lunch. Then they will go to London. (typically BrE)

کمیته برای ناهار ساندویچ میخورد. سپس به لندن خواهد رفت.

Manchester United have changed their logo. (typically BrE)

منچستر یونایند لوگوی خود را تغییر داده است.

My family likes going to the zoo. (typically AmE)

خانواده من دوست دارند به باغ وحش بروند.

Barcelona has changed its logo. (typically AmE)

بارسلونا لوگوی خود را تغییر داده است.

۹. «its» و «it's» دو کلمه متفاوت با دو کاربرد متفاوت است. «its» صفت ملکی است و یک کلمه در نظر گرفته میشود و قبل از اسم قرار میگیرد. اما «it's» شکل کوتاه «it is» است و دو کلمه مجزا به شمار میرود. «it» ضمیر فاعلی و «is» فعل است:

The dog has hurt its leg.

پای سگ آسیب دید.

He says it's two o'clock.

او میگوید ساعت ۲ است.

جملات شرطی در انگلیسی

۱۰. کلمههایی مانند «your» و «you're» دو مفهوم و کاربرد متفاوت دارند. «your» صفت ملکی و به معنای «برای تو/شما» است و قبل از اسمهای مفرد یا جمع قرار میگیرد. اما «you're» شکل کوتاه دو کلمه «you» و «are» است که به عنوان ضمیر فاعلی و فعل به کار میروند:

Here is your coffee.

این هم قهوه شما.

You're playing the piano.

تو در حال پیانو زدنی.

۱۱. کلمههایی مانند «there» و «their» و «they're» نیز معنی و کاربردهای متفاوتی دارند. «there» به معنای «آنجا» است و بهجای فاعل در ابتدای جمله قرار میگیرد. «their» صفت ملکی و به معنای «برای آنها» است و قبل از اسم میآید. «they're» شکل کوتاه ضمیر فاعلی «they و «are» است:

There was nobody at the party.

هیچ کسی در مهمانی نبود.

I saw their new car.

من ماشین جدید آنها را دیدم.

Do you think they're happy?

فکر میکنی آنها خوشحالاند؟

۱۲. شکل کامل «he's» یا به صورت «he is» و یا «he has» است. درمورد «she's» نیز همین مسئله صدق میکند:

He is working.

او در حال کار کردن است.

He has finished.

[کار] او تمام شده است.

She is here.

او اینجاست.

She has left.

او رفته است.

John is married.

«جان» متأهل است.

John has divorced his wife.

«جان» از همسرش طلاق گرفته است.

۱۳. «he'd» شکل کوتاه «he had» یا «he would» است. همینطور «they'd» شکل کوتاه «they had» یا «they would» است:

He had eaten when I arrived.

وقتی من رسیدم، او غذا خورده بود.

He would eat more if possible.

اگر بتواند غذای بیشتری میخورد.

They had already finished.

آنها خیلی وقت پیش کارشان را تمام کرده بودند.

They would come if they could.

اگر بتوانند میآیند.

۱۴. اسامی خاص در هر جای جمله که باشند، حرف اول آنها بزرگ نوشته میشود. اسامی خاص به اسم شخص، مکان یا شیء خاصی گفته میشود که فقط مختص آنهاست و به عنوان اسم خاص به شمار میرود، مانند «Mary» یا «Russia»:

We have written a letter to Mary.

ما نامهای برای «ماری» نوشتهایم.

Is China in Asia?

آیا «چین» در آسیاست؟

Do you speak English?

شما انگلیسی صحبت میکنید؟

15. صفتهای خاص نیز در هر جای جمله که باشند، حرف اول آنها بزرگ نوشته میشود. این صفتها از اسمهای خاص شکل میگیرند مانند «Germany» که از «German» مشتق شده یا «Orwellian» که از «Orwell» مشتق شده است:

London is an English town.

لندن شهری انگلیسی است.

Who is the Canadian prime minister?

نخستوزیر کانادا چه کسی است؟

Which is your favorite Shakespearian play?

به کدام نمایشنامه شکسپیری علاقه داری؟

۱۶. از حرف تعریف نامعین «a» و «an» برای اسامی قابلشمارش استفاده میکنیم و حرف تعریف معین «the» برای اسمهای قابلشمارش مشخص و همه اسمهای غیرقابلشمارش به کار میرود:

I saw a bird and a balloon in the sky. The bird was blue and the balloon was yellow.

یک پرنده و یک بادکنک در آسمان دیدم. پرنده آبی و بادکنک زرد بود.

He always saves some of the money that he earns.

او همیشه مقداری از پولی که درمیآورد را پسانداز میکند.

۱۷. از حرف تعریف نامعین «a» همراه با کلمههایی استفاده میکنیم که با «حرف بیصدا» (Consonant) شروع میشوند و «an» قبل از کلمههایی میآید که با «حروف صدادار» (Vowels) شروع شوند:

a cat, a game of golf, a human endeavor, a Frenchman, a university

an apple, an easy job, an interesting story, an old man, an umbrella, an honorable man

نکته: تعدادی از کلمهها در زبان انگلیسی با حرف بیصدای «h» شروع میشوند، اما باید قبل از آنها «an» بیاوریم، مانند «honest» به معنای «صادق» و «hour» بهمعنای «ساعت». به مثالهای زیر دقت کنید:

.She's an honest person

او آدم راستگویی است.

***

He left the office an hour ago.

او یک ساعت پیش دفتر را ترک کرد.

۱۸. از «many» یا «a few» برای اسامی قابلشمارش و از «much/a lot» یا «little» همراه با اسامی غیرقابلشمارش استفاده میکنیم:

How many dollars do you have?

چند دلار داری؟

How much money do you have?

چقدر پول داری؟

There are a few cars outside.

تعداد اندکی ماشین بیرون است.

There is little traffic on the roads.

در خیابانها تقریباً هیچ ترافیکی نیست.

۱۹. برای نشان دادن مالکیت از «آپاستروف + s» بری اسمهای مفرد و «s + آپاستروف» برای اسمهای جمع استفاده میکنیم:

The boy's dog.

سگِ پسر. (یک پسر)

The boys' dog.

سگِ پسرها. (دو یا چند پسر)

۲۰. استفاده از حالت معلوم، در مقایسه با مجهول ارجحیت دارد. در حالت معلوم، فاعل ابتدای جمله قرار میگیرد و اهمیت بیشتری دارد، اما در حالت مجهول، مفعول جمله معلوم جای فاعل مینشیند:

 Active: We are using up our natural resources.

ما داریم منابع طبیعی خود را تمام میکنیم.

***

Passive: Our natural resources are being used.

منابع طبیعی ما رو به اتمام است.

نوشتن به انگلیسی

نکات مهم در یادگیری گرامر چیست ؟

برای دانستن این موضوع که گرامر چیست و چطور آن را به کار ببریم، لازم است نکتههای مهمی را مدنظر داشته باشیم. در ادامه به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد.

با اجزای کلام آشنا شوید

هر یک از کلمههای انگلیسی میتوانند در یکی از دستهبندی اجزای کلام قرار بگیرند. به همین دلیل آشنایی با اجزای کلام در انگلیسی میتواند نقش مؤثری در درک این موضوع داشته باشد که گرامر چیست. در واقع به کمک اجزای کلام میتوانیم بفهمیم گرامر چیست و چگونه باید از آن استفاده درستی بکنیم. در ادامه به توصیف تکتک اجزای کلام در انگلیسی پرداختهایم.

  • اسم (Noun): اسم کلمهای است که برای نامیدن شخص، مکان، شیء، گروه و غیره به کار میرود (مانند «dog» به معنای «سگ»، «man» به معنای «مرد»، «Japan» به معنای «کشور ژاپن»، «house» به معنای «خانه»، «anger» به معنای «عصبانیت»، «democracy» به معنای دموکراسی)
  • ضمیر (Pronoun): ضمیر کلمهای است که بهجای اسم مینشیند یا به آن اشاره میکند (مانند ضمایر فاعلی «I, You, He, She, It, We, They»).
  • فعل (Verb): فعل کلمه یا گروهی از کلمات است که انجام دادن کار یا حالتی را در زمان مشخصی به شخص نسبت میدهد (مانند «jump» به معنای «پریدن»، «run» به معنای «دویدن»، «eat» به معنای خوردن، «think» به معنای «فکر کردن»).
  • صفت (Adjective): صفت کلمهای است که ویژگی اسم یا ضمیر را توصیف میکند (مانند «strong» بهمعنای «قوی»، «fast» به معنای «سریع»، «intelligent» به معنای «باهوش»، «nice» به معنای «زیبا»).
  • قید (Adverb): قید کلمهای است که فعل یا صفت را توصیف و ویژگیهای آن را بیان میکند (مانند «slowly» به معنای «بهکندی»، «usually» بهمعنای «معمولاً»، «honestly» به معنای «صادقانه»).
  • حرف اضافه (Preposition): حرف اضافه کلمهای است که ارتباط میان دو چیز را در جمله مشخص میکند (مانند «behind» بهمعنای «پشتِ»، «for» به معنای «برای»، «from» به معنای «از»، «with» به معنای «با»).
  • حرف ربط (Conjunction): حرف ربط کلمات یا گروهی از کلمات را به هم وصل میکند و معمولاً در وسط جمله استفاده میشود (مانند «and» به معنای «و»، «but» به معنای «اما»، «because» بهمعنای «زیرا»). برای اینکه بدانیم گرامر چیست باید بتوانیم به درستی از این حروف استفاده کنیم.
  • حرف ندا (Interjection): حرف ندا کلمه یا جملهوارهای است که بهتنهایی و بدون نیاز به جمله کامل، معنی را منتقل میکند (مانند «wow» به معنای «وای»، «ouch» به معنای «آخ»، «oh» به معنای «اوه»).

زمانهای فعلها را یاد بگیرید

اگر میخواهید به خوبی با قواعد زبان آشنا شوید و بدانی که گرامر چیست باید سه نوع زمان اصلی برای فعل انگلیسی را یاد بگیرید: گذشته، حال و آینده. زمان گذشته درباره وقایعی صحبت میکند که در گذشته رخ داده است، اما زمان حال به وقایعی اشاره دارد که در لحظهای که درباره آنها حرف میزنیم اتفاق میافتند. زمان آینده نیز برای اشاره به عملی به کار میرود که در زمان آینده اتفاق خواهد افتاد. اما هر یک از این زمانها، خود به چهار دسته دیگر نیز تقسیم میشوند که در جدول زیر توصیف شده است.

زمان حال

برای پاسخ به این پرسش که گرامر چیست در وهله اول به سراغ زمان حال میرویم که سادهترین زمانهاست. زمان حال به چهار دسته ساده، استمراری، کامل و کامل استمراری تقسیم میشود. در ادامه هر یک را توضیح میدهیم و چند مثال میزنیم.

  • زمان حال ساده: برای توصیف عملی به کار میرود که به صورت یکنواخت و از روی عادت انجام میشود.

I go to the library on the weekends.

من آخر هفتهها به کتابخانه میروم.

She plays basketball in the afternoon.

او بعدازظهر بسکتبال بازی میکند.

They speak English fluently.

آنها زبان انگلیسی را روان صحبت میکنند.

  • زمان حال استمراری: برای توصیف عملی به کار میرود که در همین لحظه که درباره آن صحبت میکنید در حال رخ دادن است.

I am playing the guitar now.

من در حال حاضر مشغول نواختن گیتارم.

He is talking on the phone at the moment.

او در حال حاضر مشغول صحبت کردن با تلفن است.

It is not raining.

باران نمیبارد.

  • زمان حال کامل: برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته شروع و کامل شده، اما اثر آن تا به این لحظه باقی مانده است.

I have just eaten lunch.

من همین چند لحظه پیش ناهار خوردم.

You have never talked to her, have you?

شما با او حرف زدی، اینطور نیست؟

They have known each other since 1998.

آنها از سال ۱۹۹۸ همدیگر را میشناسند.

The bus hasn't arrived yet.

اتوبوس هنوز نرسیده است.

  • زمان حال کامل استمراری: برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته شروع شده و تا زمان حال همچنان ادامه دارد و شاید در آینده هم ادامه پیدا کند.

I have been learning English for a long time.

مدت زمان زیادی است که مشغول خواندن زبان انگلیسی بودهام.

He hasn't been working lately.

او این اواخر کار نمیکرده است.

It's been raining all day.

تمام روز باران میباریده است.

Have you been keeping to your diet or eating sweets?

آیا همچنان رژیم غذایی خود را حفظ کردهای یا شیرینی میخوری؟

زمان گذشته

زمان گذشته برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته اتفاق افتاده و در گذشته نیز تمام شده است. زمان گذشته را میتوانیم مانند زمان حال به چهار دسته ساده، استمراری، کامل و کامل استمراری تقسیم کنیم.

  • زمان گذشته ساده: برای توصیف عملی در زمان گذشته به کار میرود که در همان گذشته در زمان مشخصی تمام شده است.

I listened to the teacher carefully.

من با دقت به معلم گوش دادم.

She could ride a bike when she was a child.

او وقتی بچه بود میتوانست دوچرخهسواری کند.

I didn't sleep a wink last night.

من دیشب پلک نزدم.

What did you do yesterday?

دیروز چه کار کردی؟

  • زمان گذشته استمراری: برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته در حال انجام شدن بوده و عمل دیگری (زمان گذشته ساده) آن را متوقف کرده است. بنابراین عمل در گذشته شروع شده اما تمام نشده است.

I was sleeping when the phone rang.

من خواب بودم که تلفن زنگ زد.

You were going shopping when it started to rain.

داشتی به خرید میرفتی که باران شروع به باریدن کرد.

He wasn't eating dier yesterday at 6:30.

او دیروز ساعت ۶:۳۰ مشغول شام خوردن نبود.

What were they doing when the accident happened?

آنها مشغول انجام چه کاری بودند که تصادف رخ داد؟

  • زمان گذشته کامل: برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته شروع شده و قبل از وقوع عمل دیگری در همان زمان گذشته کامل و تمام شده است.

After Sofie had finished her work, she went to lunch.

بعد از آنکه «صوفی» کارش را تمام کرد، رفت تا ناهار بخورد.

I washed the floor when the painter had gone.

وقتی نقاش رفته بود، من کف زمین را شستم.

Harold had known about it for a while.

«هارولد» مدتی بود که آن درباره آن میدانست.

I didn't say anything until she had finished talking.

من چیزی نگفتم تا اینکه او حرفش را تمام کرد.

After she had moved out, I found her notes.

بعد از آنکه رفت، یادداشتهایش را پیدا کردم.

Before I knew it, she had run out the door.

قبل از آنکه بدانم، او از در بیرون رفته بود.

  • زمان گذشته کامل استمراری: برای توصیف عملی به کار میرود که در گذشته شروع شده است و تا مدت زمان مشخصی در حال تداوم بوده و اندکی قبل از وقوع عمل دیگری پایان یافته است. در این حالت، بازه زمانی یا استمرار عمل اهمیت دارد. به همین دلیل به فعل «ing» اضافه میشود و برای سؤال ساختن با wh در بیشتر موارد از «how long» استفاده میشود.

He had been drinking milk when Mom walked into the kitchen.

او در حال نوشیدن شیر بود که مامان وارد آشپزخانه شد.

I had been working at the company for five years when I got the promotion.

من پنج سال در شرکت کار کرده بودم که ترفیع گرفتم.

Martha had been walking three miles a day before she broke her leg.

تا قبل از اینکه پای «مارتا» بشکند، روزی سه مایل راه میرفت.

The program that was terminated had been working well since 1945.

برنامهای که متوقف شد، از سال 1945 به خوبی کار میکرد.

زمان آینده

زمان آینده برای توصیف عملی به کار میرود که در آینده اتفاق خواهد افتاد. برای زمان آینده نیز مانند زمان حال و گذشته، چهار حالت ساده، استمراری، کامل و کامل استمراری تعریف شده است.

  • زمان آینده ساده: برای توصیف عملی به کار میرود که در زمان آینده به وقوع میپیوندد و فعل با ساختار «will» و شکل ساده فعل اصلی در جمله میآید.

I will see the dentist tomorrow.

من فرد

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: سه شنبه 19 مهر 1401 ساعت: 2:55

صفحه بندی

خبرنامه