11 1 علمی است که به بررسی اختلالهای روانی و ناهنجاریهای روان انسان میپردازد. برای مطالعه این علم باید در نظر داشته باشیم که انسانها مراحل رشدی متفاوتی را طی میکنند و علائم اختلالهای روانی در این دورههای رشدی متفاوت است. دوران 1ی و 1ی با تغییرات بیشتری همراه هستند. از سوی دیگر، روان انسان در این سنین آسیبپذیرتر است. به همین علت شاخهای از آسیبشناسی به نام «آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان» بهطور ویژه بر اختلالهای روانشناختی دوران کودکی و نوجوانی تمرکز میکند. در این مقاله از جله فرادرس ابتدا توضیح میدهیم آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان چیست، سپس به معرفی هشت تا از مهمترین اختلالهای رایج در کودکی و نوجوانی میپردازیم. در گام بعدی، شیوههای درمانی موثر بر کودکان و نوجوانان را بررسی میکنیم و در آخر چند تا از بهترین کتابهای موجود در زمینه آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان را معرفی میکنیم.
به علم مطالعه اختلالهای روانشناختی و ناهنجاریهای روانی، «آسیبشناسی روانی» (Psychopathology) گفته میشود. در آسیبشناسی روانی ریشههای شکلگیری یک اختلال، درصد شیوع، پیشآگهی و سیر اختلال، نحوه درمان و ... آن نیز بررسی میشود. اگر فردی که مورد مطالعه قرار میگیرد کمتر از ۱۸ سال سن داشته باشد، روانشناسها اصول «آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان» (Child And Adolescent Psychopathology) را برای او به کار میگیرد.
آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان نسبت به بزرگسالان متفاوت است. برای مثال نمیتوان با کودکان مصاحبه درمانی را به شیوه بزرگسالان انجام داد. درمان آنها نیز مشابه نیست و معمولا از طریق بازی، نقاشی و رفتارهای مناسب سن خودشان صورت میگیرد. از سوی دیگر، علائم اختلالها در کودکان و بزرگسالان یکسان نیست. مثلا سرکشیها و قانونشکنیهای یک کودک میتواند نشانه اختلالهای اضطرابی باشد اما در بزرگسالان بیشتر از اختلال شخصیت خبر میدهد.

همچنین، برخی از اختلالها مانند اختلالهای یادگیری یا بیشفعالی در کودکی و نوجوانی بسیار پررنگتر هستند. این اختلالها باید در کودکی تشخیص داده شوند و مورد بررسی قرار بگیرند. بعضی دیگر همچون اختلالهای شخصیت اصلا برای سن زیر ۱۸ سال مطرح نمیشوند. به دلیل همین دسته تفاوتهایی که میان اختلالهای روانی در بزرگسالان و کودکان و نوجوانان وجود دارد، مطالعه آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان برای روانشناسان ضروری است. از آنجا که شناسایی اختلالهای روانی در کودکی از اهمیت ویژهای برخوردار است، آشنایی دیگر افراد غیر متخصص به خصوص والدین با این علم نیز خالی از لطف نیست.
علم آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان بسیار وسیع است و جزئیات دقیق زیادی را در بر میگیرد. با این حال، برخی از اختلالها بیشتر از دیگران شایع هستند و آشنایی نسبی با آنها شناخت خوبی نسبت به دنیای آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان به ما میدهد. در ادامه به معرفی مختصر برخی از شایعترین اختلالها در آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان پرداختهایم.
«اختلال طیف اوتیسم» (Autism Spectrum Disorder |ASD) نوعی ناتوانی رشدی است که به دلیل تفاوتهای مغزی ایجاد میشود. اوتیسم به عنوان یک «طیف» (Spectrum) شناخته میشود زیرا علائم آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است. با این حال، در اغلب افراد مبتلا به اوتیسم رفتار، شیوه ارتباط، تعامل و یادگیری متفاوت از دیگران است. آنها قواعد ارتباطهای اجتماعی را به درستی درک نمیکنند، گاه برخی حرکتهای بیمعنی را بارها تکرار میکنند و علایق محدودی دارند.

بعضی از مبتلایان به اوتیسم به مشکلات یادگیری نیز دچار هستند اما برخی دیگر از آنها هوش طبیعی و حتی بالایی دارند. با این حال، برقراری ارتباط روزمره و فعالیت در موقعیتهای اجتماعی برای آنها مشکل است. مهارتهای کلامی نیز در این دسته ضعیف است. واکنش ندادن نسبت به اسم خود، عدم برقراری تماس چشمی، حالت چهره بیروح یا نامناسب با موقعیت، تکرار بیمعنی کلمات، ناتوانی در درک 1 بدن و حالت چهره دیگران، حرکات چرخشی تکرارشونده و... همگی میتوانند از علائم اختلال طیف اوتیسم باشند.
علت اصلی این اختلال هنوز مشخص نیست. تشخیص اوتیسم معمولا در کودکی صورت میگیرد. گاه حتی در نوزادی علائم هشداردهنده آن هویدا میشود. برای مثال، نوزادان مبتلا به اوتیسم تماس چشمی برقرار نمیکنند و به گفتارهای دیگران واکنش نمیدهند. وجود این علائم حتما به معنی اوتیسم نیست و تشخیص قطعی باید توسط متخصص آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان صورت بگیرد.
«اختلال کمتوجهی-بیشفعالی» (Attention Deficit- Hyperactivity Disorder) یکی از رایجترین اختلالهای عصبی رشدی در کودکان است که میتواند تا دوران بزرگسالی همراه فرد باقی بماند. این کودکان در تمرکز، برنامهریزی و مدیریت «رفتارهای تکانشی» (Impulsive behavior) مشکل دارند.

این افراد ممکن است کارهای زیادی را بدون فکر کردن به عواقب آن انجام دهند. همچنین، نقص توجه در بسیاری از آنها با بیشفعالی همراه است و بیقرار و پرجنبوجوش به نظر میرسند. کودکانی که در مدرسه آرام و قرار ندارند و حواسپرت به نظر میرسند، ممکن است در واقع مبتلا به این اختلال باشند.
یکی از مهمترین عواملی که میتواند تحصیل کودکان را با مشکل روبهرو کند، «اختلال یادگیری» (Learning Disorders) است. اختلالهای یادگیری دستهای از اختلالهای رشدی عصبی هستند که میتوانند یادگیری افراد را در زمینهای خاص مختل کنند. یعنی افراد مبتلا به اختلال یادگیری هوش کافی و توانایی یادگیری در بقیه زمینهها را دارند اما برای مثال، بهطور خاص در خواندن، نوشتن یا ریاضی مشکل دارند.
شایعترین اختلال یادگیری، «نارساخوانی» (Dyslexia) نام دارد. مغز کودک مبتلا به نارساخوانی در درک و تفسیر زبان با مشکل روبهرو است. درنتیحه او در صحبت کردن، خواندن از روی کلمات، نوشتن، گسترش دایره لغات، درک مطلب و... ضعیف عمل میکند. اختلال دیگری به نام «نوشتارپریشی» (Dysgraphia) نیز وجود دارد که به معنی مشکل در نوشتار است. افراد مبتلا به این اختلال به خوبی صحبت میکنند اما نمیتوانند به درستی کلمات را بنویسند. مثلا فاصله حروف را رعایت نمیکنند یا نقطهها را به کلی حذف میکنند.

«محاسبه پریشی» (Dyscalculia) نیز نوع دیگری از اختلال یادگیری است. افراد مبتلا به محاسبهپریشی در درک مفاهیم ریاضی مثل الگوهای منطقی مشکل دارند. گاه این مشکل به حدی شدید است که آنها حتی از شمارش پول یا خواندن ساعت نیز ناتوان هستند.
اختلالهای خلقی به اختلالهایی از جمله افسردگی و دو قطبی گفته میشود که بر سلامت روان کودکان اثر میگذارند. در طی اختلالهای خلقی، کودکان و نوجوانان افکار و هیجانهای منفی دارند که به سختی قادر به مدیریت آنها هستند. تخمین زده میشود که 14 درصد نوجوانان مبتلا به اختلالهای خلقی هستند، از این رو مطالعه این اختلالها بسیار حائز اهمیت است.
کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالهای خلقی همیشه علائمی شبیه بزرگسالان نشان نمیدهند. علائم این اختلالات بسته به سن، شرایط جسمانی و خانوادگی آنها متفاوت است. در ادامه به برخی از علائمی که شیوع بیشتری دارند، اشاره شده است.

مدیریت هیجانها برای کودکان و به خصوص نوجوانان سختتر از بزرگسالان است. نوجوانان به علت تفاوت در ساختارهای مغزی خود رفتارهای تکانشی بیشتری دارند. در نتیجه، احتمال انجام رفتارهای خطرناک و آسیبزا مثل خودکشی، مصرف مواد یا فرار در آنها بیشتر است. به همین دلیل، شناسایی و درمان به موقع اختلالهای خلقی در آسیب شناسی کودک و نوجوان اهمیت ویژهای دارد.
«اختلال استرس پس از سانحه» (Post Trumatic Stress Disorder | PTSD) میتواند در هر سنی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. این اختلال پس از تجربه تروما یا یک حادثه ناگوار شکل میگیرد. افراد مبتلا به این اختلال افکار منفی و خاطرات ترسناک مربوط به حادثه ناگوار را بارها در ذهن خود تکرار میکنند و وحشت و اضطراب مربوط به حادثه با آنها باقی میماند. البته PTSD ممکن است بلافاصله بعد از حادثه شکل نگیرد و پس از یک دوره بیحسی ظهور کند.
مهم است بدانیم برای اینکه PTSD شکل بگیرد حتما نباید تروما برای خود کودک اتفاق بیفتد، بلکه ممکن است برای یکی از نزدیکان او رخ دهد یا کودک تنها شاهد آن باشد. مثلا ممکن است کودک شاهد تصادف همسایه باشد و برای مدت زیادی وحشت نسبت به ماشینها را با خود حمل کند. فوت آشنایان، از دنیا رفتن حیوان خانگی، آسیب دیدن از حیوانات، تجربههای پزشکی مثل عمل جراحی، بلاهای طبیعی، جنگ، آدمربایی، تجاوز یا سوءاستفاده جنسی، قلدری، آزار عاطفی، بیتوجهی و... همگی میتوانند منجر به PTSD در کودکان شوند.

کودکان و نوجوانان مبتلا به PTSD هنگامی که در موقعیتهایی قرار میگیرند که آنها را یاد حادثه ناگوار میاندازد، پریشانی روانی و جسمی زیادی را تجربه میکنند. برخی از علائم دیگر PTSD در زیر آورده شده است.
در آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان، اگر کودکی الگوی پایداری از رفتارهای پرخاشگرانه و سرکشیهای مکرر داشته باشد، میگوییم دچار «اختلال سلوک» (Conduct Disorder) شده است. این کودکان رفتارهای تکانشی دارند و علاقهمندند تا هنجارها و قوانین اجتماعی را زیر پا بگذارند. آنها به احساسات دیگران اهمیت نمیدهند و از آسیب زدن به دیگران نمیترسند. بسیاری از اوقات قلدری کردن، آزار کودکان کوچکتر و رفتارهای حیوانآزاری در آنها دیده میشوند. در ادامه به لیستی از علائم دیگر این اختلال اشاره شده است.

توجه کنید که رفتارهای خطرناک یا سرکشیهای گاهبهگاه در نوجوانان رایج است، آن چه که منجر به اختلال سلوک میشود، الگوی پایدار و دائمی از این رفتارها است. البته خوشبختانه اختلال سلوک به کمک رواندرمانی قابل درمان است اما در صورتی که درمان نشوند، میتواند منجر به شکلگیری «اختلال شخصیت ضداجتماعی» (Antisocial Personality Disorder) در بزرگسالی شود.
طبیعی است که کودکان و نوجوانان نیز همانند بزرگسال، گاه نگران یا مضطرب باشند اما برخی اوقات این اضطراب به حدی شدت میگیرد که زندگی روزمره آنها را مختل میکنند و باعث کاهش عملکرد آنها در مدرسه، خانه و اجتماع میشود. در این زمان است که باید از آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان کمک بگیریم.
علائم اضطرابی در کودکان و نوجوانان کمی متفاوت از بزرگسالان است. کودکان به خصوص کودکان خردسال ممکن است به بزرگسالان بچسبند یا شبادراری را تجربه کنند. انزوا، گوشهگیری و بازی نکردن با همسالان نیز میتواند از علائم اضطرابی در کودکان باشد. در نوجوانان اضطراب میتواند به وسیله انزوا، رفتارهای پرخاشگرانه، رفتارهای پرخطر و سرکشی مشخص شود. برخی دیگر از علائم اضطرابی کودکان و نوجوانان در ادامه آورده شده است.

«اختلال اضطراب اجتماعی» (Social Anxiety Disorder) نوعی اختلال اضطرابی است که فرد مبتلا به آن به شکلی پایدار از موقعیتهای اجتماعی و برقراری ارتباطهای اجتماعی میترسد. این افراد نگران هستند که مبادا توسط دیگران به شکلی منفی قضاوت شوند یا رفتاری از آنها سر بزند که در جمع خجالتزده بشوند. البته پیشتر نیز در مطلب کاملی از مجله فرادرس راجع به اضطراب اجتماعی صحبت کردیم.
کودکان مبتلا به این اختلال معمولا دوستهای کمی دارند و در پیوستن به گروههای دوستی مشکل دارند. آنها از اینکه در کانون توجه باشند، بیزارند. برای مثال، در کلاس درس سوالی نمیپرسند یا دست بلند نمیکنند. این کودکان در موقعیتهای اجتماعی، علائم جسمی اضطراب همچون سرخ شدن صورت، لرزش، معده درد و تهوع را تجربه میکنند. آنها اغلب ساکت و مطیع هستند و ممکن است در مورد نگرانیهای خود صحبتی نکنند.

«اختلال اضطراب جدایی» (Separation Anxiety Disorder) یکی از رایجترین اختلالهای دوران کودکی است. اضطراب جدایی در کودکان 18 ماهه تا 3 ساله طبیعی است و بخشی از رشد است اما هنگامی که از بین نمیرود و با فرد باقی میماند، تبدیل به اختلالی ناهنجار میشود.
افراد مبتلا به این اختلال به شدت از جدا شدن از اعضای خانواده خود یا سایر افراد نزدیک، وحشت دارند. آنها همواره میترسند که گم شوند یا اگر کنار یکی از عزیزان خود نباشند، اتفاق بدی برای او بیفتد. برخی از دیگر علائم اختلال اضطراب جدایی در ادامه فهرست شده است.
«اختلال اضطراب فراگیر» (General Anxiety Disorder) نوعی اختلال اضطرابی است که فرد مبتلا به آن بدون اینکه دلیلی واقعی وجود داشته باشد، همواره سراسیمه و نگران است. کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال دائم به رویدادهای گذشته، آینده، پذیرش اجتماعی، مسائل خانوادگی، مدرسه، عملکرد و تواناییهایشان و... فکر میکنند و نمیتوانند لحظهای افکار اضطرابآور خود را رها کنند.

نگرانی این افراد بسیار شدیدتر از نگرانی متناسب با شرایط واقعی است اما برخلاف بزرگسالان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، کودکان و نوجوانان درگیر با آن متوجه این موضوع نمیشوند. آنها نیاز دارند به شکلی مکرر از بزرگسالان اطمینان خاطر دریافت کنند. همچنین، با مشکلات خواب و مشکلات جسمی بسیاری درگیر هستند.
«اختلال سکوت انتخابی» (Selective Mutism Disorder) زمانی به یک کودک اطلاق میشود که نمیتواند در شرایط خاصی صحبت کند، در حالی که در مکانهای دیگر به خوبی صحبت میکند. برای مثال ممکن است کودکی در مدرسه قادر به حرف زدن نباشد اما در خانه بدون مشکل صحبت کند.

سکوت انتخابی معمولا در موقعیتهایی رخ میدهد که از نظر کودک اضطرابزا است. دقت کنید که سکوت انتخابی به دلیل امتناع عمدی کودک از صحبت نیست بلکه در این شرایط کودک قدرت تکلم خود را از دست میدهد. کودکان مبتلا به این اختلال معمولا مضطرب، گوشهگیر، خجالتی، وسواسی یا افسرده نیز هستند و مشکلات ارتباطی دارند.
«اختلال اسکیزوفرنی» یا «روانپریشی» (Schizophrenia Disorder) یک اختلال روانی بسیار جدی است. افراد مبتلا به این اختلال رفتاری غیرعادی و احساساتی عجیب دارند. آنها ممکن است افکار وهمآلود، گفتار هذیانی و توهمهای بینایی و شنوایی داشته باشند. این اختلال معمولا در کودکان کمتر از دوازده سال بسیار نادر است و نباید با خیالپردازیهای کودکانه مثل داشتن دوست خیالی اشتباه گرفته شود.
علائم اسکیزوفرنی در کودکان از فرد به فرد متفاوت است. با این حال علائم هشداردهنده اولیه عبارتند از:
رواندرمانی در آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان، شامل گفتگوها و تعامل درمانی بین یک درمانگر و یک کودک یا خانواده او است. این کار میتواند به کودکان و خانوادهها کمک کند تا مشکلات را حل کنند، رفتار خود را اصلاح کنند و تغییرات مثبتی به بار آورند.
روان درمانی در دنیای کودکان و نوجوانها، متفاوت از دنیای بزرگسالان است. نوع صحبتی که میتوان با یک بزرگسال انجام داد با نوع صحبت با کودکان و نوجوانان فرق میکند. این در مورد کودکان خردسال بسیار به چشم میآید چراکه گاه جز از طریق بازی و نقاشی نمیتوان مشکل کودک را فهمید و برطرف کرد.

برخی از شیوههای درمانی بین بزرگسالان و کودکان و نوجوانان مشترک است و برخی دیگر، بهطور ویژه برای این گروه سنی مورد استفاده قرار میگیرد. در ادامه فهرستی از مهمترین سبکهای رواندرمانی کودک و نوجوان همراه با توضیح مختصری از آنها ارائه شده است.

تا اینجای این مطلب از مجله فرادرس به شکلی مختصر به برخی از اختلالهای روانی در آسیب شناسی کودک و نوجوان اشاره کردیم اما این علم مبحثی بسیار گسترده و پر از جزئیات مهم است که نیاز به مطالعه عمیق دارد. شناسایی، تشخیص و تمایز اختلالهای روانی از هم جز با سالها مطالعه و تجربه ممکن نیست. در ادامه چند تا از بهترین کتابهای مربوط به آسیب شناسی کودک و نوجوان را برای علاقهمندان به مطالعه بیشتر معرفی کردهایم.
در آسیب شناسی روانی مانند تمام علوم تشخیصی، واجب است تا روانشناسها و روانپزشکها بر روی علائم و ماهیت اختلالهای روانی توافق داشته باشند. در نتیجه، به یک مرجع واحد نیاز دارند. فرض کنید مرجعی وجود نداشته باشد، در این صورت وقتی روانشناسی مراجعهکنندهای را به عنوان «اختلال اضطراب فراگیر» به روانپزشکی ارجاع میدهد او نمیداند دقیقا منظور روانشناس چیست و دقیقا با کدام علائم اضطرابی روبهرو است.

کتاب «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی» (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders | DSM) در بسیاری از کشورها از جمله ایران به عنوان کتاب مرجع آسیبشناسی روانی شناخته میشود. این کتاب توسط «انجمن روانشناسی آمریکا» (American Psychiatric Association | APA) نوشته شده است و هر چند سال یکبار مورد بازبینی قرار میگیرد. امروزه ویرایش پنجم این کتاب مورد استفاده قرار میگیرد.
در این کتاب، اختلالهای روانی مربوط به کودکان و نوجوانان نیز در کنار اختلالهای بزرگسالان بهطور کامل بررسی شدهاند. عمیقترین منبع مطالعه اختلالهای کودکان و نوجوانان همین کتاب است اما باید در نظر بگیرید که کتاب DSM از اصطلاحات تخصصی و نثری سنگین استفاده میکند و برای کسانی مناسب است که با علم آسیب شناسی روانی بهطور نسبی آشنا هستند.
کتاب «خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک» (Kaplan & Sadock’s Synopsis Of Psychiatry) به قلم «بنجامین سادوک» (Benjamin Sadock) و همکاران او نوشته شده است. این کتاب انواع اختلالها را به شکل طبقهبندی شده معرفی میکند و شیوع، سببشناسی، پیشآگهی، شیوههای رواندرمانی، دارودرمانی و... آنها را بررسی میکند. یک قسمت از این کتاب بهطور کامل به اختلالهای کودکان و نوجوانان اختصاص دارد و تمامی این اختلالات را با جزئیات شرح میدهد.

خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک تمام معیارهای تشخیصی DSM را در دل خود دارد و با استفاده از تصاویر، موردپژوهیها، خلاصهها و توضیحات بیشتر به فهم آسانتر آسیب شناسی کودک و نوجوان کمک میکند. این کتاب معمولا توسط دانشجوهای روانشناسی و روانپزشکی مورد مطالعه قرار میگیرد.
کتاب «آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان» (Abnormal Child And Adolescent Psychology) نوشته «جنیفر ویل» (Jeifer Weil) و همکاران است. این کتاب با نگاهی جامع، ویژگیها، درصد شیوع، سببشناسی، سن ظهور، نحوه ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالهای دوران کودکی و نوجوانی را بررسی میکند.

آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان جنیفر ویل با دیدگاهی تحولی به بررسی اختلالهای روانی در خلال رشد روانی کودکان میپردازد و از نقش زمینههای اجتماعی و فرهنگی نیز غافل نمیماند. تاثیر ژنتیک، جنسیت، گروه همسالان، ناهنجاریهای اجتماعی، پیچیدگیهای خانواده و... از دیگر مواردی هستند که در این کتاب بررسی میشوند. کتاب نثری واضح و جذاب دارد و برخلاف دو کتاب قبل، برای کسانی که زمینه قبلی از این علم ندارند هم مناسب است. همچنین، وجود عکسهای بسیار و مطالعههای موردی جذابیتی دوچندان به این کتاب میبخشد.
کتاب «مقدمهای بر آسیبشناسی روانی کودک و نوجوان» (Introduction To Abnormal Child And Adolescent Psychology) به قلم «رابرت وایس» (Robert Weis) نوشته شده است. این کتاب با رویکردی رشدی به بررسی چگونگی ظهور اختلالهای روانی در طول زندگی افراد میپردازد و عوامل زمینهساز و پیشگیری کننده اختلالها را نیز بررسی میکند. وایس در کتاب خود از موضوعات معاصری مثل استفاده نوجوانان از نیکوتین و ماریجوانا نیز غافل نمانده است.

کتاب «آسیب شناسی روانی کودک و نوجوان» (Abnormal Child And Adolescent Psychology) به قلم «لیندا ویلمشرست» (Linda Wilmshurst) نوشته شده است. این کتاب دیدگاهی رشدی دارد. از نظر نویسنده رشد باید در جهتی منظم و قابل پیشبینی جلو برود و رفتارهای ناساگار بیانگر انحراف طبیعی از مسیر رشدی هستند. در نتیجه، اختلالها را بر اساس میزان انحراف آنها از رشد طبیعی و البته معیارهای DSM بررسی میکند. همچنین در این کتاب یک فصل به مبحث بدرفتاری با کودکان و تاثیرات آن اختصاص داده شده است.

کتاب «آسیب شناسی روانی کودکان» (Abnormal Child Psychology) نوشته «دیوید ولف» (David Wolfe) و «اریک ماش» (Eric Mash) است. در این کتاب ارتباط متقابل زمینههای زیستشناختی، روانی، اجتماعی و عاطفی موثر در شکلگیری اختلالها بررسی میشود و معیارهای تشخیصی، سببشناسی، عوامل خطرساز، عوامل پیشگیریکننده و... هر اختلال مورد مطالعه قرار میگیرد. این کتاب مملو از موردپژوهیها، مثالها و داستانهایی از زبان اول شخص است که به درک بهتر آسیب شناسی کودکان کمک میکند.

برچسب:
نویسنده: خنجی