خرید بک لینک

در این مطلب، ابعاد مختلف گام به گام درس اول نگارش هشتم را بررسی خواهیم کرد.

نمونه سوال امتحانی با جواب

. . . . . . . . . . . . .

 

نوشتن زمانی زیبا و اثرگذار می‌شود که پیش از آغاز آن، ذهن خود را سامان دهیم. یکی از بهترین روش‌ها برای نظم دادن به ذهن، طراحی نقشه‌ی ذهنی است. نقشه‌ی ذهنی کمک می‌کند مبحث را بهتر بشناسیم، بخش‌های کلیدی را مشخص کنیم و مسیر نوشتن را از ابتدا تا اتمام روشن ببینیم. وقتی ایده‌ها به‌صورت تصویری و دسته‌بندی‌شده پیش چشم ما قرار می‌گیرند، نوشتن آسان‌تر، دقیق‌تر و خلاقانه‌تر پیش می‌رود.

با مطالعه گام به گام درس اول نگارش پایه هشتم می‌فهمیم که چگونه با تفکر، دسته‌بندی و تصویرسازی ذهنی، نوشته‌ای منسجم و قابل‌فهم بسازیم. برای مطالعه‌ی درس بعد می توانید گام به گام درس دوم نگارش پایه هشتم را مشاهده کنید.

 

 

نوشته زیر با چاشنی طنز نوشته شده است. این نوشته را بخوانید و ساختمان آن را مشخص کنید.

 

مبحث: ضرورت بازنویسی

 

مقدمه: معمولا آثار نویسندگان بزرگ، چند بار پیش‌نویس می‌شوند و نویسنده ها هم تأیید می کنند که پیش‌نویس اول، لازم نیست حتما بی نقص باشد.

 

بدنه:

بسیاری از نویسنده ها خیلی رک و پوست کنده به شما خواهند بیان داد که اولین پیش‌نویس اثرشان، جنایتی در حق بشریت است. اما آنها به هر حال این پیش‌نویس اول را می‌نویسند، چون هیچ کس نمی تواند بدون نوشتن پیش‌نویس اول، ادیشن یا پیش‌نویس دومی بنویسد.

 

اکثر نویسنده ها در دو حالت متفاوت، کار می کنند: حالت خلق و حالت ویرایشی. حالت خلق: در این حالت شما به خودتان اجازه امتحان کردن کارهای اخیر را می دهید و در عین حال به این مسئله آگاهید که این کارها ممکن است درست باشد و یا ممکن است نادرست باشد. مزخرف نوشتن در حالت خلق، اشکالی ندارد. پس سعی کنید وقتی خلق هستید، کمی در نوشتن، بی پروا باشید.

 

حالت ویرایشی: در حالت ویرایشی، هدف شما جمع و جورکردن افتضاحی است که در حالت خلق به بار آورده اید. در این حالت، شما آنچه را نوشته‌اید، جوری بازنویسی و اصلاح می کنید که معنی بدهند.

 

خشکی قلم و ناتوانی در نوشتن، زمانی اتفاق می افتد که نویسنده سعی می کند، هم زمان در دو حالت خلق و ویرایشی بنویسد. هرگز این کار را نکنید. این کار مثل این است که موقع رانندگی یک پا را روی گاز بگذارید و با پای دیگر ترمز بگیرید. کمی نوشتن و بعد کمی ویرایش کردن اشکالی ندارد؛ همان طور که از قدیم اظهار داشته اند: اول بنویس؛ بعد درستش کن.

 

به خودتان اجازه دهید، پیش‌نویس اولیه بدی بنویسید و این جمله را روی یک تکه کاغذ بنویسید: «من اختیار تام دارم که یک پیش‌نویس چرند بنویسم؛ چون پیش‌نویس اکثر نویسنده ها چرند هستند؛ نوبت به اصلاح که رسید؛ درستش می‌کنم».

 

خروجی:

پس اولین کاری که به عنوان یک نویسنده، انجام می دهید، باید این باشد که به خودتان اجازه نوشتن یک پیش‌نویس اولیه را بدهید.

 

پاسخ فعالیت نگارشی صفحه 19 نگارش هشتم

 

 

اکنون پس از انتخاب محور دلخواه، سفر نوشتن را آغاز کنید. با توجه به نقشه نوشتن که در درس آموختید، به سمت مقصد حرکت کنید.

 

مقدمه: در دنیای در روز جاری، اینترنت مثل هوا شده است؛ چیزی که نبودنش را سخت می‌توان تصور کرد. اما گاهی قطع شدن اینترنت، ما را با دنیای واقعی‌تری روبه‌رو می‌کند.

 

بدنه‌ها:

بند 1: وقتی صبح گوشی‌ام را برداشتم و دیدم هیچ صفحه‌ای باز نمی‌شود، اول فکر کردم مشکل از گوشی است. چند بار خاموش و روشنش کردم، اما فایده نداشت. تازه فهمیدم اینترنت قطع شده است.

 

بند 2: اولش کمی عصبی شدم. نه می‌توانستم پیام بدهم، نه کلیپ ببینم، نه حتی تکلیف مدرسه را چک کنم. انگار بخشی از زندگی‌ام خاموش شده بود.

 

بند 3: اما بعد از مدتی، تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم. کتابی را که مدت‌ها کنار گذاشته بودم برداشتم و شروع کار به خواندن کردم. آرامشی که از خواندن گرفتم، مدت‌ها بود تجربه نکرده بودم.

 

بند 4: بعد از آن، کمی به کارهای عقب‌افتاده‌ام رسیدم؛ مرتب کردن اتاق، کمک به مادرم و حتی قدم‌زدن کوتاهی در حیاط. انگار زندگی واقعی دوباره خودش را نشان می‌داد.

 

بند 5: وقتی اینترنت برگشت، فهمیدم که نبودنش آن‌قدرها هم وحشتناک نبود. حتی باعث شد روزم مفیدتر و آرام‌تر بگذرد.

 

خروجی‌گیری: گاهی قطع شدن اینترنت، فرصتی است برای برگشتن به خودمان. دنیای واقعی همیشه چیزهایی برای کشف کردن دارد.

 

 

مقدمه: هر انسان در دلش آرزویی دارد؛ آرزویی که به او انگیزه می‌دهد و مسیر آینده‌اش را روشن می‌کند. آرزوها مثل چراغ‌هایی هستند که راه را نشان می‌دهند.

 

بدنه‌ها:

بند 1: آرزوی من این است که در آینده فردی مفید و تأثیرگذار باشم. دوست دارم کاری انجام دهم که هم خودم را خوشحال کند و هم به دیگران کمک کند.

 

بند 2: برای رسیدن به این آرزو، باید از همین در زمان حاضر تلاش کنم. درس خواندن، یاد گرفتن مهارت‌های به‌روز و تجربه کردن چیزهای تازه، قدم‌های کلیدیی هستند.

 

بند 3: گاهی مسیر سخت می‌شود و آدم احساس خستگی می‌کند، اما فکر کردن به آرزو، دوباره انرژی می‌دهد. آرزو مثل نیرویی است که نمی‌گذارد تسلیم شویم.

 

بند 4: من باور دارم که هیچ آرزویی غیرممکن نیست؛ فقط باید برایش برنامه‌ریزی کرد و قدم‌به‌قدم جلو رفت. حتی اشتباه‌ها هم بخشی از مسیر هستند.

 

بند 5: وقتی به آینده فکر می‌کنم، می‌بینم که آرزوهایم نه‌تنها هدف، بلکه انگیزه‌ی اصلی زندگی‌ام هستند.

 

حاصل‌گیری: آرزوها به زندگی معنا می‌دهند. اگر با تلاش و امید دنبالشان برویم، روزی به واقعیت تبدیل می‌شوند.

 

 

مقدمه: معلم ورزش فقط کسی نیست که ما را برای دویدن و بازی‌کردن به حیاط ببرد. او کسی است که به ما یاد می‌دهد چگونه سالم بمانیم، چگونه با هم همکاری کنیم و چگونه از بدنمان درست استفاده کنیم. کلاس ورزش همیشه یکی از پرهیجان‌ترین لحظه‌های مدرسه است و نقش معلم ورزش در این هیجان، بسیار پررنگ است.

 

بدنه‌ها:

بند 1: معلم ورزش ما همیشه با انرژی وارد حیاط می‌شود. حتی اگر هوا سرد باشد یا ما خسته باشیم، او با یک جمله‌ی کوتاه می‌تواند همه را سرحال کند. انگار انرژی‌اش به ما منتقل می‌شود و ناگهان همه آماده‌ی حرکت می‌شویم.

 

بند 2: او فقط به ما ورزش یاد نمی‌دهد؛ بلکه درباره‌ی سلامت بدن، تغذیه‌ی درست و اهمیت تحرک هم صحبت می‌کند. بارها اظهار داشته است که ورزش فقط برای نمره نیست، برای زندگی است. همین حرف‌ها باعث شده بیشتر به سلامتی‌مان فکر کنیم.

 

بند 3: در کلاس ورزش، همکاری و احترام اهمیت زیادی دارد. معلم ورزش همیشه تأکید می‌کند که برد و باخت کلیدی نیست؛ حائز اهمیت این است که با هم بازی کنیم و از بازی لذت ببریم. او با صبر و حوصله، حتی کسانی را که ورزش را دوست ندارند، تشویق می‌کند تا فعال باشند.

 

بند 4: گاهی مسابقه‌های کوچک برگزار می‌کند. این مسابقه‌ها فقط برای سرگرمی نیست؛ باعث می‌شود یاد بگیریم چگونه در شرایط هیجان‌انگیز، آرام و منظم بمانیم. او همیشه بعد از مسابقه، نکته‌هایی درباره‌ی رفتار ورزشی و روحیه‌ی جوانمردانه می‌گوید.

 

بند 5: معلم ورزش ما حتی وقتی اشتباه می‌کنیم، با مهربانی تبیین می‌دهد و کمک می‌کند بهتر شویم. او هیچ‌وقت کسی را مسخره نمی‌کند و اجازه نمی‌دهد کسی دیگری را مسخره کند. همین رفتار باعث شده همه در کلاس ورزش احساس امنیت و راحتی داشته باشند.

 

حاصل‌گیری: معلم ورزش فقط یک معلم نیست؛ او مربی سلامتی، انرژی و روحیه‌ی ماست. او به ما یاد می‌دهد که ورزش بخشی از زندگی است و با تلاش، همکاری و نشاط می‌توانیم هم سالم بمانیم و هم از لحظه‌ها لذت ببریم. کلاس ورزش با وجود او، یکی از بهترین بخش‌های مدرسه است.

 

 

نوشته هایی را که دانشآموزان (از تمرین ۲) در کلاس میخوانند، بر پایه معیارهای زیر، تحلیل و نقد کنید.

 

پاسخ فعالیت نگارشی صفحه 21 نگارش هشتم

 

جواب1:

نوشته‌ی دوست من مشخص می‌کند که او در مرحله‌ی پیش‌نویس، به خوبی توانسته افکار خود را جمع‌آوری کند. متن نهایی با دقت پاک‌نویس شده و نشانه‌های نگارشی به‌درستی استفاده شده‌اند. ساختار نوشته منظم است و آغاز، میانه و پایان کار مشخص دارد. تنها نکته‌ای که بهتر است به آن توجه شود، استفاده‌ی بیش از حد از واژه‌های تکراری در برخی بندهاست که می‌تواند با واژه‌های تازه جایگزین شود تا متن جذاب‌تر شود.

 

جواب2:

در این نوشته، تلاش نویسنده برای رعایت مراحل نگارش جامعاً مشهود است. پیش‌نویس اولیه به خوبی به یک متن جامع تبدیل شده و پاک‌نویسی آن با دقت انجام شده است. جمله‌ها روان‌اند و ایده‌ها به‌درستی طبقه‌بندی شده‌اند. با این حال، در بخش میانی، برخی جمله‌ها نیاز به بیان بیشتر دارند تا ارتباط بین بندها قوی‌تر شود.

 

 

جمله های زیر را ویرایش کنید:

 

درست نویسی صفحه 22 نگارش هشتم

 

این محور را تلفناً به دوستم شرح دادم.

این محور را تلفنی به دوستم اظهار داشتم.

 

برای حفظ میهن جاناً و مالاً باید تلاش کرد.

برای حفظ میهن باید با جان و مال تلاش کرد.

 

 

یکی از دو تصویر زیر را انتخاب کنید و درباره آن بنویسید. پس از اینکه نوشته تان را در کلاس خواندید، دوستان شما باید تشخیص دهند که انشای شما مربوط به کدام تصویر است.

 

تصویر1           تصویر نویسی صفحه 23/24 نگارش هشتم

 تصویر2

 

تصویر اول:

جواب1: در تصویر اول، روستایی دیده می‌شود که ‌هایش روی شیب کوه ساخته شده‌اند. دیوارهای ‌ها به رنگ خاکی‌اند و پنجره‌های آبی‌رنگ، چهره‌ی روستا را زنده‌تر کرده‌اند. بعضی از سقف‌ها صاف‌اند و بعضی با سفال‌های قرمز پوشیده شده‌اند؛ همین تفاوت‌ها باعث شده روستا حال‌وهوای خاصی پیدا کند.

 

درخت‌های بی‌برگ کنار ‌ها نشان می‌دهند که فصل سردی در راه است؛ شاید پاییز، شاید زمستان. هیچ‌کس در تصویر دیده نمی‌شود، اما حس زندگی در آن جریان دارد. پله‌هایی که ‌ها را به هم وصل می‌کنند، مشخص می‌کند مردم این روستا هر روز مسیرهای سخت اما زیبایی را طی می‌کنند.

 

رنگ‌های گرم و خاکی تصویر، حس آرامش و سادگی را منتقل می‌کنند. انگار اگر وارد یکی از این ‌ها شوی، صدای بخاری و بوی چای تازه‌دم، خستگی را از تن آدم بیرون می‌برد. این روستا با همه‌ی سادگی‌اش، دنیایی از آرامش را در دل خود پنهان کرده است.

 

جواب2: ‌های تصویر اول روی شیب کوه ساخته شده‌اند؛ ‌هایی با دیوارهای خاکی و پنجره‌های آبی که در سکوتی آرام فرو رفته‌اند. درخت‌های بی‌برگ کنار ‌ها نشان می‌دهند که فصل سردی در راه است. پله‌هایی که ‌ها را به هم وصل می‌کنند، مثل رشته‌هایی هستند که زندگی مردم را به هم گره می‌زنند.

 

رنگ‌های گرم و خاکی تصویر، حس صمیمیت و سادگی را منتقل می‌کنند. انگار اگر وارد یکی از این ‌ها شوی، بوی نان تازه و صدای بخاری زغالی به استقبالت می‌آید. این روستا با همه‌ی سادگی‌اش، دنیایی از آرامش را در دل خود پنهان کرده است.

 

جواب3: در تصویر اول، روستایی دیده می‌شود که ‌هایش مثل پله‌هایی از خاک و آفتاب روی دامنه‌ی کوه نشسته‌اند. سقف‌های صاف و گاهی سفالی، چهره‌ی روستا را زیباتر کرده‌اند. هیچ‌کس در تصویر نیست، اما حس می‌کنی که زندگی در پشت آن پنجره‌های آبی جریان دارد.

 

درخت‌های خشک، خبر از پاییز یا زمستان می‌دهند. شاید مردم روستا همین حالا کنار بخاری نشسته‌اند و چای می‌نوشند. این تصویر، سادگی و آرامشی دارد که آدم را به یاد روزهای بی‌دغدغه‌ی کودکی می‌اندازد.

 

 

تصویر دوم:

جواب1: در تصویر دوم، ‌ها جمع‌وجورتر و نزدیک‌تر به هم ساخته شده‌اند. سقف‌های گنبدی‌شکل و دیوارهای روشن، فضای روستا را متفاوت و دلنشین کرده است. درِ بزرگ سفید با طاق آبی‌رنگ، مثل ورودی یک دنیای آرام و صمیمی است.

 

از یکی از ‌ها دود آبی‌رنگی به آسمان می‌رود؛ نشانه‌ای از اینکه داخل گرما و زندگی جریان دارد. درخت‌های بی‌برگ اطراف ‌ها، خبر از فصل سرد می‌دهند، اما دود آرامی که بالا می‌رود، حس گرمایی پنهان را به تصویر اضافه می‌کند.

 

‌ها آن‌قدر نزدیک‌اند که انگار مردم این روستا خانواده‌ای بزرگ هستند. رنگ‌های ملایم و طراحی ساده‌ی ‌ها، فضای تصویر را آرام و صمیمی کرده است. این روستا با وجود سرمای هوا، گرمایی درونی دارد که از دل ‌ها و آدم‌هایش بیرون می‌تابد.

 

جواب2: در تصویر دوم، روستایی آرام و کوچک دیده می‌شود؛ روستایی که ‌هایش مثل کاسه‌های سفالی کنار هم چیده شده‌اند. سقف‌های گنبدی‌شکل و دیوارهای روشن، چهره‌ای متفاوت و دلنشین به این روستا داده‌اند. درِ بزرگ سفید با طاق آبی‌رنگ، مثل نگهبانی است که از آرامش روستا محافظت می‌کند و هر کسی را با مهربانی به داخل دعوت می‌کند.

 

درخت‌های بی‌برگ اطراف ‌ها نشان می‌دهند که فصل سردی در جریان است. شاید اواخر پاییز باشد یا روزی از زمستان. با این حال، دود آبی‌رنگی که از دودکش یکی از ‌ها بالا می‌رود، نشانه‌ی گرمایی است که در دل ‌ها جریان دارد. این دود آرام، مثل پیامی است که می‌گوید: «اینجا زندگی ادامه دارد».

 

‌ها آن‌قدر نزدیک به هم ساخته شده‌اند که انگار مردم این روستا خانواده‌ای بزرگ هستند. شاید عصرها کنار هم جمع می‌شوند، چای می‌نوشند و از روزشان می‌گویند. شاید کودکان در کوچه‌های باریک بازی می‌کنند و صدای خنده‌شان در میان دیوارهای روشن می‌پیچد.

 

رنگ‌های ملایم تصویر، حس آرامش و صمیمیت را زنده نگه می‌دارند. هیچ شلوغی و هیاهویی در این روستا دیده نمی‌شود؛ فقط سکوتی دلنشین و گرمایی پنهان که از دل ‌ها بیرون می‌تابد. این تصویر، آدم را به یاد روزهایی می‌اندازد که زندگی ساده‌تر بود و آدم‌ها بیشتر کنار هم بودند.

 

جواب3: تصویر دوم روستایی را مشخص می‌کند که ‌هایش با سادگی و زیبایی خاصی کنار هم قرار گرفته‌اند. سقف‌های گنبدی و دیوارهای روشن، فضای روستا را شبیه نقاشی‌ای آرام و شاعرانه کرده است. درِ بزرگ سفید با طاق آبی‌رنگ، نقطه‌ی اصلی تصویر است؛ انگار ورودی دنیایی است که در آن آرامش حرف اول را می‌زند.

 

دودی که از دودکش یکی از ‌ها بالا می‌رود، نشانه‌ی زندگی و گرماست. شاید مادری در حال پختن نان تازه باشد یا خانواده‌ای دور بخاری نشسته باشند. این دود، تضادی زیبا با درخت‌های خشک اطراف ایجاد کرده است؛ درخت‌هایی که خبر از سرمای فصل می‌دهند، اما نمی‌توانند گرمای ‌ها را پنهان کنند.

 

‌ها در این روستا به هم نزدیک‌اند، طوری که انگار با هم حرف می‌زنند. این نزدیکی، حس صمیمیت و همدلی را مشخص می‌کند. شاید مردم این روستا در سختی‌ها کنار هم می‌ایستند و شادی‌ها را با هم تقسیم می‌کنند. کوچه‌های باریک و پیچ‌درپیچ، داستان‌های زیادی در دل خود دارند؛ داستان‌هایی از کودکی، بازی، دوستی و زندگی.

 

رنگ‌های ملایم و آرام تصویر، حس سکون و امنیت را منتقل می‌کنند. هیچ شتابی در این روستا دیده نمی‌شود. همه چیز آرام، ساده و طبیعی است. این تصویر، آدم را دعوت می‌کند که لحظه‌ای از شلوغی زندگی دور شود و به دنیایی فکر کند که در آن گرما، صمیمیت و آرامش حرف اول را می‌زند.

 

نوشتن بدون برنامه‌ریزی، مانند ساختن بدون نقشه است؛ ممکن است آغاز شود، اما حاصل‌ی آن منظم و دقیق نخواهد بود. طراحی نقشه‌ی ذهنی به ما کمک می‌کند ایده‌ها را مرتب کنیم، ارتباط بخش‌های مختلف را بشناسیم و مسیر نوشتن را مرحله‌به‌مرحله پیش ببریم. با استفاده از این روش، نوشته‌ی ما هم ساختار بهتری پیدا می‌کند و هم خواننده راحت‌تر با آن ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین، بهترین راه برای آغاز یک نوشتار موفق، تفکر، دسته‌بندی ذهنی و طراحی نقشه‌ی ذهنی است.

 

 

گام به گام درس اول نگارش پایه هشتم

گام به گام درس دوم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس سوم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس چهارم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس پنجم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس ششم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس هفتم نگارش پایه هشتم

گام به گام درس هشتم نگارش پایه هشتم

همین حالا عضو شوید! قبلاً عضو بوده‌اید؟ وارد شوید!

سوالات متداول

آیا اطلاعات این گزارش قطعی است؟

تمام اطلاعات بر اساس گزارش‌های منتشر شده در زمان نگارش این مطلب تهیه شده است.

'.گام به گام درس اول نگارش هشتم.' چیست؟

این مطلب به بررسی آخرین اطلاعات منتشر شده درباره گام به گام درس اول نگارش هشتم می‌پردازد.

چرا گام به گام درس اول نگارش هشتم اهمیت دارد؟

این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانه‌ها و مخاطبان قرار گرفته است.

برچسب: نویسنده: خنجی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 19:43

صفحه بندی

خبرنامه