کلاسینو اولین آموزشگاه آنلاین
نمونه سوال امتحانی با جواب
. . . . . . . . . . . . .
مشکل در ریاضی همیشه به معنی بلد نبودن فرمولها یا کمبود تمرین نیست؛ گاهی نحوه انتخاب و اجرای روش حل مسئله و توانایی تغییر راهبرد، در بازده دانشآموز نقش مهمی دارد.
برای بسیاری از والدین و معلمان، وقتی یک دانشآموز در ریاضی مشکل دارد، اولین تصور این است که او بعضی مفاهیم را یاد نگرفته یا به اندازه کافی تمرین نکرده است. این عوامل میتوانند در ضعف در ریاضی مؤثر باشند، اما پژوهشهای بهروز نشان میدهند که علت مشکل دانشآموزان در ریاضی میتواند پیچیدهتر باشد.
یک پژوهش بهروز از محققان دانشگاه استنفورد نشان داده است که در کودکان دارای اختلال یادگیری ریاضی، تفاوت فقط در درست یا غلط حل کردن مسئله نیست؛ بلکه سرعت اجرای راهبرد، تشخیص دشوارتر شدن مسئله و توانایی تغییر روش حل هنگام ناکارآمد شدن راهبرد قبلی نیز میتواند متفاوت باشد.
به همین دلیل، برای درک علت ضعف در ریاضی باید علاوه بر میزان یادگیری و تمرین، به نحوه فکر کردن دانشآموز هنگام حل مسائل ریاضی نیز توجه کرد.
ریاضی فقط حفظ کردن فرمولها و انجام محاسبات نیست. دانشآموز برای حل یک مسئله باید بتواند صورت سؤال را درک کند، گزارشها مهم را تشخیص دهد، روش مناسبی انتخاب کند، مراحل حل را انجام دهد و در صورت نیاز روش خود را تغییر دهد.
به همین دلیل ممکن است دو دانشآموز یک روش حل را بلد باشند، اما یکی از آنها مسئله را با سرعتتر و دقیقتر حل کند؛ چون بهتر میتواند تشخیص دهد چه زمانی از یک روش استفاده کند و چه زمانی باید سراغ روش دیگری برود.
بنابراین وقتی درباره علت ضعف در ریاضی صحبت میکنیم، نباید فقط به حفظ نبودن مطالب یا کمبود تمرین توجه کنیم. توانایی حل مسئله، توجه، حافظه کاری و انعطافپذیری در انتخاب راهبرد نیز میتوانند در بازده ریاضی نقش داشته باشند.
در یک پژوهش بهروز از دانشگاه استنفورد، کارایی ۶۸ کودک ۸ تا ۱۰ ساله ارزیابی شد. پژوهشگران با استفاده از ارزیابیهای رفتاری، مدلسازی محاسباتی و تصویربرداری مغزی ارزیابی کردند که کودکان چگونه مسائل ریاضی را حل میکنند و هنگام تغییر سطح دشواری مسئله چه واکنشی نشان میدهند.
در این مطالعه، کودکان دارای دیسکالکولیای رشدی با کودکان دیگر مقایسه شدند. دیسکالکولیای رشدی نوعی اختلال یادگیری ریاضی است که میتواند توانایی یادگیری و استفاده از مهارتهای ریاضی را تحت تأثیر قرار دهد.
نتایج نشان داد کودکان دارای این اختلال در استفاده مؤثر از راهبردهای حل مسئله بازده ضعیفتری داشتند. یکی از تفاوتهای مهم این بود که آنها دیرتر راهبرد خود را تغییر میدادند و نسبت به تغییر میزان دشواری مسئله حساسیت کمتری نشان میدادند.
این یافته حاکی از آن است مشکل یادگیری ریاضی همیشه فقط به این مسئله مربوط نیست که دانشآموز یک روش را بلد است یا نه؛ بلکه نحوه استفاده از آن روش نیز اهمیت دارد.
وقتی یک دانشآموز با یک مسئله ریاضی مواجه میشود، میتواند از روشهای مختلفی برای رسیدن به پاسخ استفاده کند.
برای مثال، در مسائل ساده جمع ممکن است:
اعداد را بشمارد؛
پاسخ را از حافظه به یاد بیاورد؛
اعداد را تجزیه کند و از یک روش سادهتر برای رسیدن به جواب استفاده کند.
هر یک از این روشها میتواند در شرایط خاصی مفید باشد. مشکل زمانی ایجاد میشود که دانشآموز نتواند تشخیص دهد کدام روش برای یک سؤال مناسبتر است یا زمانی که روش قبلی دیگر کارآمد نیست، همچنان از همان روش استفاده کند.
به همین دلیل، آموزش ریاضی فقط نباید به یادگیری یک روش و تکرار مداوم آن محدود شود. دانشآموز باید یاد بگیرد شرایط مسئله را ارزیابی کند و متناسب با آن، روش مناسبی برای حل انتخاب کند.
برچسب:
نویسنده: خنجی